درحال بارگذاری ....
به انجمن تخصصی تخصصی قلب شوهر! (شعر طنز) خوش آمدید.شما در این انجمن میتوانید پاسخ سوالات خود را بیابید وارد یا عضو شوید
پنل کاربری
نام کاربري :

پسورد :

عضويت | فراموشي رمز عبور
قوانین نه قلم * حتما بخونید
ارسال پاسخ جدید
aiilin
آفلاین

ارسال‌ها :5
عضويت: 5 /10 /1396
تشکر شده :2
قلب شوهر! (شعر طنز)






داد زن شوهر خود را پیغام / که چرا عرضه نداری الدنگ؟

جاری‌ام رفته نشسته
در قصر / بنده محبوس در این خانه تنگ

تو
برایم نخریدی خودرو / پایم از پیاده رفتن شد لنگ

مردم از خانه‌نشینی
ای مرد / تو بیا تا برویم سوی فرنگ

کاش می‌شد
که تنم می‌کردم / پالتوی پوستی از جنس پلنگ

رنگ مویم دگر افتاد
از مد / موی خود را بکنم باید رنگ

گر تو
خواهی که طلاقت ندهم! / \"باید این لحظه بی‌خوف و درنگ
\"

روی و پول فراوان آری
/ تا حرامت نکنم چند فشنگ

با
نگاه غضب‌آلود و خشن / بر دل شوی خودش هی زد چنگ

شوهر ذلیل مادرمرده /
نه بل‌آن جمله مردان را ننگ

هیبت
شوهری از یاد ببرد / همچو ماهی که شود صید نهنگ

رفت و از غصه نشست و
می خورد / شد ز می خوردن بسیار ملنگ

خیره
از باده پی منقل رفت / شد هروئینی و آلوده بنگ

زن ظالم که بهانه می‌جست
/ سوی قاضی شد و سر داد آهنگ
:

شوهر
بنده که تریاکی هست / می‌زند سیلی و مشت و اردنگ

گر تو صادر نکنی حکم
طلاق / می‌شوم کشته ضربات کلنگ

شوهر
بنگی من تا اینجاست / شهد در کام حقیر است شرنگ

قاضی بی‌خبر و نا
آگاه / خام یک مشت اراجیف جفنگ

به زن
قصه طلاق اعطا کرد / شد زن قصه ما فاتح جنگ

خواست از محکمه بیرون
آید / حکم قاضی به کفش چون نارنگ

از قضا
خورد دم در به زمین / \"واندکی سوده شد او را آرنگ
\"

\"از زمین باز چو برخاست نمود / پی برداشتن حکم آهنگ\"

از دل
شوهر سابق ناگاه / آمد آهسته برون این آهنگ
:

آه دشت ژن من یافت
خراش / آه پای ژن من خورد به شنگ
!







برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.