درحال بارگذاری ....
به انجمن تخصصی تخصصی مطالعات(زندگی نامه) خوش آمدید.شما در این انجمن میتوانید پاسخ سوالات خود را بیابید وارد یا عضو شوید
پنل کاربری
نام کاربري :

پسورد :

عضويت | فراموشي رمز عبور
قوانین نه قلم * حتما بخونید
ارسال پاسخ جدید
afson
آفلاین

ارسال‌ها :165
عضويت: 23 /9 /1395
محل زندگي:زیر سایه خدا
سن:16
تشکرها :164
تشکر شده :100
مطالعات(زندگی نامه)

سلام بر دوستان نه قلمی

بچه اینجا زندگی نامه شهید ر جایی ،با هنر ،استاد مطهری ودکتر بهشتی رو واستون گذاشتم

درس شانزدهم صفحه 109

امیدوارم مفید باشه براتون
خدایا! اگه یه روزفراموش کردم خدای بزرگی دارم

توفراموش نکن که بنده ی کوچکی داری!

تشکر شده تشکر شده:
3 کاربر از afson به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: tamanna - rayan80 - amir-mahdi80 -

afson
آفلاین


ارسال‌ها :165
عضويت: 23 /9 /1395
محل زندگي:زیر سایه خدا
سن:16
تشکرها :164
تشکر شده :100
پاسخ 1 :

زندگی نامه شهید محمد علی رجایی


سال ۱۳۱۲ در قزوین به دنیا آمد. پدرش پیشه‌ور بود و در بازار قزوین به کسب خرازی اشتغال داشت. پدرش را در ۴ سالگی از دست داده بود. برادرش که ۱۰ سال بزرگتر از او بود بیرون از خانه کار می‌کرد. و مادرش از صبح تا شب پنبه پاک می‌کرد و فندق و گردو و بادام می‌شکست. بیش‌تر اوقات دست‌هایش به خاطر فشار زیاد ترک بر می‌داشت. محمد علی وقتی از مدرسه به خانه بر می‌گشت در کارها به مادرش کمک می‌کرد. در ۱۳ سالگی کلاس ششم ابدایی را تمام کرد و به خاطر اینکه قزوین از لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی نداشت راهی تهران شد. برادرش از مدتی پیش به تهران آمده بود.


ابتدا در بازار آهن فروشان مشغول به کار شد و به علت سنگینی کار چندی بعد به دستفروشی روی آورد. محمدعلی بعد از دستفروشی دوباره به بازار تهران برگشت و در چند حجره به شا گردی پرداخت در جاهایی که به باورها و اعتقادش اهانت می‌شد کار نمی‌کرد. در سال ۱۳۳۰ نیروی هوایی جوانانی را که مدرک ششم ابتدایی داشتند با درجه‌ی گروهبانی استخدام می‌کرد. رجایی داوطلب خدمت در این نیرو شد. سه ماه از دوره‌ی آموزشی گروهبانی را گذرانده‌ بود که گروه فدائیان اسلام را شناخت و در جلسات این گروه شرکت کرد و همکاریش با اعضای این گروه مبارز آغاز شد. شعار فدائیان اسلام این بود که «همه کار و همه چیز برای خدا» و «اسلام برتر از همه چیز است و هیچ برتر از اسلام نیست». رجایی به فدائیان اسلام پیوست. در کلاس‌های شبانه‌ای که وابسته به «مرکز تعلیمات جامعه‌ی اسلامی» بود شرکت می‌کرد. رجایی پس از طی دوره‌ی آموزشی و دریافت درجه‌ی گروهبانی در کنار کار به تحصیل ادامه داد و درسال ۱۳۳۲ دیپلم گرفت. رجایی چون در شهریور ماه دیپلم گرفته بود نمی‌توانست در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کند راهی بیجار شد و در دبیرستانی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. با تمام شدن سال تحصیلی، به تهران بازگشت و در دانشسرای عالی تربیت بدنی معلم به تحصیل پرداخت. بعد به دانشسرای عالی رفت. پس از ۲ سال لیسانس ریاضی گرفت و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. ابتدا به ملایر رفت اما با رئیس آموزش‌ و پرورش اختلاف پیدا کرد و بعد به خوانسار رفت و مشغول تدریس شد و یک سال را با موفقیت گذراند سال تحصیلی به پایان رسید و رجایی به تهران برگشت ودر دوره‌ی فوق‌لیسانس در رشته‌ی آمار مشغول به تحصیل شد و اوقات بیکاری در مدرسه‌ی کمال تدریس می‌کرد. در سال ۱۳۱۴ تصمیم گرفت با دختر یکی از بستگانش ازدواج کند. در آن موقع ۲۸ ساله بود. این بود که پیشنهاد ازدواج با او را پذیرفت و بعد از ۶ ماه زندگی مشترک خود را آغاز کردند. هفت ماه بعد از ازدواجشان به ماجرای دستگیری رجایی در اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ اتفاق افتاد. سال ۱۳۵۶ از راه رسید و رجایی هم چنان در سلولهای نمناک و تاریک کمیته‌ی‌ مشترک ضد خرابکاری صبح را به شب و شب را به صبح می‌دوخت. رجایی در زندان به تبیین مفاهیم والایی چون صبر، دعا، تقوا و توبه در قرآن پرداخت و آ‌نها را در اختیار دیگران قرار داد. سرانجام در روز عید غدیر آبان ماه ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد. در آن روزها موج مبارزه‌ی مردم علیه رژیم شاه به طرز بی‌سابقه‌ای گسترش یافته بود. همسر و فرزندانش با دیدن او اشک شادی ریختند. رجایی بلافاصله با تأسیس انجمن اسلامی معلمان مبارز، به مبارزه علیه رژیم پرداخت. وقتی شاه از ایران فرار کرد رجایی به عضویت «کمیته استقبال» درآمد، و در کنار دیگر مبارزان مهیای ورود امام شد. و در روز ۲۲ بهمن پایه‌های پوسیده‌ی رژیم توسط امام خمینی(ره) فرو ریخت. پس از گذشت چند ماهی از انقلاب رجایی ابتدا به کفالت وزارت و سپس به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد.

در ۲ فروردین ماه ۱۳۵۹ با یک میلیون و دویست و نه هزار و دوازده رأی به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس شورای اسلامی (به پیشنهاد آقای رفسنجانی) راه یافت. روز یکشنبه ۱۹ مرداد در ۳۲ جلسه مجلس شورای اسلامی، نامه‌ی بنی صدر بر معرفی رجایی به عنوان نخست وزیر قرائت شد و فردای آن روز مجلس با ۱۵۳ رأی موافق و ۲۴ رأی مخالف و ۱۹ رأی ممتنع به رجایی رأی اعتماد داد. بعد از آن محمد علی رجایی با رأی مردم به ریاست جمهوری برگزیده شد و روز ۱۱ مرداد ماه ۱۳۶۰ حضرت امام خمینی رأی ملت را به ایشان تنفیذ کردند.

رجایی تا آخرین روز عمر خود درخانه‌ای قدیمی که به آن کلنگی می‌گویند زندگی کرد. ۲ دست لباس بیشتر نداشت. ساعت ۳۰/۲ عصر روز ۸ شهریور از اتاق کارش خارج شد. راننده فکر کرد که می‌خواهد به خارج از ساختمان ریاست جمهوری برود به دنبالش رفت. در ساعت ۳ عصر صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست‌وزیری برخاست. همه نگران رجایی و باهنر بودند. همسر شهید رجایی به بیمارستان آمد و در سردخانه پیکر سوخته‌ی شهید رجایی را شناسایی کرد. با شنیدن خبر شهادت رجایی و باهنر مردم به خیابان‌ها ریختند و ایران در سوگ رئیس جمهور و نخست وزیر خود فرو رفت و مردم با سر دادن شعار «رجایی، رجایی، راهت ادامه دارد!» پیکر او و شهید باهنر را تا بهشت زهرا مشایعت کردند.

خدایا! اگه یه روزفراموش کردم خدای بزرگی دارم

توفراموش نکن که بنده ی کوچکی داری!

تشکر شده تشکر شده:
3 کاربر از afson به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:tamanna - rayan80 - amir-mahdi80 -

afson
آفلاین


ارسال‌ها :165
عضويت: 23 /9 /1395
محل زندگي:زیر سایه خدا
سن:16
تشکرها :164
تشکر شده :100
پاسخ 2 :
مطالعات

زندگینامه شهید باهنر


حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر در سال 1312 در یک خانواده پیشه ور ساده در شهر کرمان به دنیا آمد و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در مکتب آموخت و سپس به تحصیل علوم دینی در مدرسه معصومیه آن شهر پرداخت .

همزمان تحصیلات ابتدایی و متوسطه را نیز ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالی علوم اسلامی را در حوزه عامیه قم طی کرد . وی فقه را در محضر مرحوم آیت الله بروجردی ، فقه و اصول را در محضر امام خمینی ( ره ) و تفسیر و فلسفه را نزد علامه طباطبایی فراگرفت .

شهید باهنر سپس به تحصیلات دانشگاهی رو آورد و حدود سال 1337 موفق به اخذ لیسانس در رشته الهیات و بعد از آن موفق به اخذ فوق لیسانس در رشته علوم تربیتی و سپس دکترای الهیات از دانشگاه تهران شد .

شهید باهنر ضمن تدریس و ایراد خطابه و برناه ریزی دینی به تألیف کتب درسی اشتغال ورزید و حدود سی کتاب و جزوه تعلیمات دینی را برای تدریس از دوره ابتدایی تا دانشسرا تألیف کرد . وی همزمان فعالیتهای اجتماعی خود را نیز ادامه داد و در تأسیس « دفتر نشر فرهنگ اسلامی » کانون توحید و « مدرسه رفاه » نقش مؤثری داشت .

شهید باهنر در سال 1341 همکاری خود را با نهضت اسلامی و سیاسی روحانیت به رهبری امام خمینی ( ره ) اغاز کرد و در اسفند ماه 1342 پس از ایراد سخنرانی هایی در مساجد هدایت ، الجواد ، و حسینیه ارشاد به مناسبت سالگرد حادثه فیضیه دستگیر شد و پس از آن متناوبا شش بار به زندانهای کوتاه مدت محکوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گردید و بالاجبار در جلساتی که به عنوان کلاس درس بر پا می شد سخنرانی و به بیان نقطه نظرات اسلامی و انقلابی خود می پرداخت .

وی در سال 1357 به فرمان امام ( ره ) و به همراه چند تن از یاران مأمور تنظیم اعتصابات شد و در همان سال نیز با فرمان امام ( ره ) به عضویت شورای انقلاب در آمد .

دیگر مسؤلیتهای شهید باهنر پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارتند از : مسؤلیت نهضت سواد آموزی ، نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان ، نماینده شورای انقلاب اسلامی در وزارت آموزش و پرورش ، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی .

شهید باهنر که به سرنوشت آموزش کشور و آینده نونهالان انقلاب اسلامی بی اندازه توجه داشت و مدام به فکر بهبود و پیشرفت آن بود سرانجام در کابینه مهمد علی رجایی به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد . پس از فاجعه شوم بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر بهشتی ، شهید باهنر به عنوان دبیر کل حزب جمهوری اسلامی انتخاب شد و به دنبال انتخاب شهید رجایی به سمت ریاست جمهوری به عنوان نخست وزیر جمهوری اسلامی به مجلس معرفی شد که با رای قاطع مجلس به تشکیل کابینه خود پرداخت .

این شهید فرزانه و سراسر اخلاق و اخلاص و تواضع که خود را وقف خدمت به مردم ستمدیده کرده بود سرانجام پس از سالها مبارزه و تلاش به همراه یار و یاور دیرینه اش شهید رجایی رئیس جمهور اسلامی ایران در هشتم شهریور 1360 در انفجار ساختمان نخست وزیری که به دست منافقینکوردل صورت گرفت به مقام منیع شهادت دست یافت .
خدایا! اگه یه روزفراموش کردم خدای بزرگی دارم

توفراموش نکن که بنده ی کوچکی داری!

تشکر شده تشکر شده:
3 کاربر از afson به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:tamanna - rayan80 - amir-mahdi80 -

afson
آفلاین


ارسال‌ها :165
عضويت: 23 /9 /1395
محل زندگي:زیر سایه خدا
سن:16
تشکرها :164
تشکر شده :100
پاسخ 3 :
مطالعات
مختصری از زندگی شهید دکتر بهشتی

آیة الله دكتر سید محمد حسینی بهشتی در دوم آبان سال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شدیدی كه به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهی حوزه علمیه قم گردید. ایشان پس از طی یك سلسله آموزش ها و كسب فیض از محضر اساتید و مراجع، به خصوص امام خمینی (ره) با عده ای از فضلای حوزه، درس اصول و فقه آیة الله داماد را كه مورد علاقه طلاب جوان بود بنیانگذاری كرد. همچنین به همراه دوستان دیگرچون آیة الله شهید مطهری و فقهای دیگر در درس خارج امام خمینی ( ره) حاضر شدند.

شهید بهشتی پس از اخذ دیپلم در سال 1330 دوره لیسانس دانشكده الهیات و معارف اسلامی و همچنین در سال 1338 دوره دكترای این دانشكده را به پایان رسانید. وی از سال 1330 تدریس در دبیرستانهای قم را آغاز كرد و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تاسیس نمود. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی، می توان ایجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. درهمین رابطه كانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری كرد. شهید بهشتی در سال 1342 مدرسه علمیه حقانی را تاسیس كرد و به كمك جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشكیل گروه تحقیقاتی پیرامون حكومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت " ساواك" از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343 در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی مدارس شركت كرد و یك سال بعد یعنی در سال 1344 به آلمان عزیمت كرد. در آنجا علاوه بر یك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبیعی ناشی از اصالت فكری و عمق مغز ایدئولوژیك وی بود به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام كرد.

شهید بهشتی در سال 1349 به تهران بازگشت و جلسات تفسیر قرآن ایجاد كرد . در همین رابطه با همكاری شهید دكتر باهنر و دیگران در آموزش و پرورش مشغول تهیه كتاب تعلیمات دینی مدارس شدند. در آذرماه 1357، ضمن تلاش گسترده ای جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهیدان استاد مطهری و دكتر مفتح و آیات عظام مهدوی كنی و امامی كاشانی كوشید وجمعی دیگراز علمای مبارز درسراسر ایران به عنوان یك هسته اساسی از آن حمایت كرده و به آن پیوستند. طی سالهای 1329 تا 1332 در دفاع از حكومت ملی دكتر مصدق به همراه روحانیت مبارز از چهره های فعال و كارسازی بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمی داشت.

بهشتی تنها، مرد علم و بیان و قلم نبود بلكه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید. به ویژه ازآغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341، به همكاری با جمعیتهای مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.

او در برگزاری راه پیمایی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورای 57 نقشی مؤثر داشت. سخنرانیهای پرشور شهید مخصوصاً در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان " عج" تحرك فراوانی به مردم داد. هنگامی; كه امام (ره) در پاریس بودند، برای تبادل نظر با امام (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش موثر و رهبری كننده ایشان در آن زمان كاملاً محسوس بود. شهید بهشتی هنگام شهادت علاوه بر رهبری حزب جمهوری اسلامی و عضویت شورای انقلاب، رئیس دیوان عالی كشور نیز بود
خدایا! اگه یه روزفراموش کردم خدای بزرگی دارم

توفراموش نکن که بنده ی کوچکی داری!

تشکر شده تشکر شده:
3 کاربر از afson به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:tamanna - rayan80 - amir-mahdi80 -

afson
آفلاین


ارسال‌ها :165
عضويت: 23 /9 /1395
محل زندگي:زیر سایه خدا
سن:16
تشکرها :164
تشکر شده :100
پاسخ 4 :
مطالعات
زندگینامه: مرتضی مطهری (۱۲۹۸-۱۳۵۸)


دین و اندیشه > دین - همشهری‌آنلاین:
مرتضی مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می‌‌‌گشاید.
وی پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می‌پردازد. در سن 12‌سالگی به حوزه علمیه مشهد [استان خراسان رضوی] عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می‌ورزد.

در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می‌شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید‌محمد‌ حجت، سید‌صدرالدین صدر و سید‌محمد‌تقی خوانساری به عهد گرفته‌اند.

در دوره اقامت 15 ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام‌خمینی (به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید‌محمد‌حسین طباطبائی (در فلسفه‌: الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می‌گیرد. وی قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز گاهی به بروجرد می‌رفته و از محضر ایشان استفاده می‌کرده است و مدتی نیز از محضر مرحوم آیت‌الله حاج میرزا‌علی‌آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره‌های معنوی فراوان برده است.

از اساتید دیگر استاد مطهری می‌توان از مرحوم آیت‌الله سید‌محمد حجت (در اصول) و مرحوم آیت‌الله سید‌محمد محقق‌داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان‌اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می‌رود به تهران مهاجرت می‌کند و در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می‌پردازد.

در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می‌گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می‌شود. استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر ‌به ‌فرد این انجمن می‌باشد که بحث‌های مهمی از ایشان به یادگار مانده است.

آیت‌الله مطهری در ساعت یک بعد از نیمه شب روز چهارشنبه 15 خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می‌شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می‌گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می‌شود.

پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام‌خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده‌دار رهبری این هیئت‌ها می‌گردد. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می‌دهد.

به طور کلی مطهری که به یک نهضت اسلامی معتقد بود، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاش‌های ایدئولوژیک بسیاری انجام داد از جمله اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد کرد. در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و علامه طباطبایی و آِیت‌الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد.

از سال 1349 تا 1351 برنامه‌های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار‌‌گرفت. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر شد و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب‌اسلامی ادامه داشت.

مطهری در سال 1355 به دنبال درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات زودتر از موعد مقرر بازنشسته می‌شود. همچنین در این سالها وی با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، جامعه روحانیت مبارز تهران را بنیان می گذارد. در سال 1355 به نجف اشرف سفر و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌های علمیه با ایشان مشورت کرد.

پس از شهادت آیت‌الله سید‌مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت در خدمت نهضت قرار‌می‌گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار کرد و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می‌کند و در همین سفر امام‌خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می‌نماید.

هنگام بازگشت امام‌خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می‌گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود.

مرتضی‌مطهری، سه‌شنبه 11 اردیبهشت سال 1358 به وسیله گروهک فرقان به شهادت رسید و امام و امت اسلام را در حالی که امیدها به آن بزرگ‌مرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو‌برد.
خدایا! اگه یه روزفراموش کردم خدای بزرگی دارم

توفراموش نکن که بنده ی کوچکی داری!

تشکر شده تشکر شده:
3 کاربر از afson به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:tamanna - rayan80 - amir-mahdi80 -

afson
آفلاین


ارسال‌ها :165
عضويت: 23 /9 /1395
محل زندگي:زیر سایه خدا
سن:16
تشکرها :164
تشکر شده :100
پاسخ 5 :
مطالعات(زندگی نامه)
بچه ها اگه زندگی نامه میرزا کوچک خان جنگلی،آیت ا...کاشانی،دکتر مصدق و شهید نواب صفوی

رو خواستین بهم بگین که براتون بزارم.
خدایا! اگه یه روزفراموش کردم خدای بزرگی دارم

توفراموش نکن که بنده ی کوچکی داری!

تشکر شده تشکر شده:
3 کاربر از afson به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:tamanna - rayan80 - amir-mahdi80 -

rayan80
آفلاین


ارسال‌ها :26
عضويت: 14 /11 /1395
محل زندگي:یه جایییییییی
شناسه ياهو:
تشکرها :7
تشکر شده :1
پاسخ 6 :
مطالعات(زندگی نامه)
ممنون آبجی خیلی بدردم خورد
داشتن قلبی مهربان

دراین دنیای بی رحم...

شجاعت است

نه ضعف!!!

تشکر شده تشکر شده:
1 کاربر از rayan80 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:afson -

amir-mahdi80
آفلاین


ارسال‌ها :5
عضويت: 23 /11 /1395
محل زندگي:همین دورو ورا
سن:15
شناسه ياهو:
تشکرها :2
پاسخ 7 :
مطالعات(زندگی نامه)
اگه میشه افسون خانوم زندگی نامه شهید نواب صفوی رو بزارین ممنونم
افسون تو شده ام...

بامن بازی نکن.
afson
آفلاین


ارسال‌ها :165
عضويت: 23 /9 /1395
محل زندگي:زیر سایه خدا
سن:16
تشکرها :164
تشکر شده :100
پاسخ 8 :
مطالعات(زندگی نامه)
زندگی نامه شهید نواب صفوی
شهید سیدمجتبی نواب صفوی در سال 1303ش در خانی‏آباد تهران بدنیا آمد و پس از اتمام دروس ابتدایی، به آبادان سفر کرد. سید مجتبی سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مهاجرت نمود و در آنجا از محضر مدرسین حوزه علمیه نجف اشرف بهره‏مند شد.

وی پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آیت ‏اللَّه سیدابوالحسن اصفهانی جهت مبارزه با کجروی‏های کسروی به ایران آمد و با تشکیل "جمعیت فداییان اسلام" به مبارزه با بدخواهان و بداندیشان پرداخت. ترور وابستگان استعماری مانند احمد کسروی، عبدالحسین هژیر، علی رزم‏آرا و حسین علاء از جمله فعالیت‏های سیاسی این جمعیت می‏باشد. شهید نواب صفوی همچنین با حکومت دکتر مصدق به خاطر عدم عمل به احکام اسلامی به مخالفت برخاست و به همین جهت در ایام نخست وزیری مصدّق، دستگیر و به زندان افتاد و تا سقوط حکومت مصدق در زندان بود. سرانجام این مجاهد خستگی‏ناپذیر به همراه سه تن از همرزمانش به نام‏های خلیل طهماسبی، مظفر علی ذوالقدر و سیدمحمد واحدی در بیدادگاه رژیم پهلوی محکوم و در صبحگاه 27 دی 1334 شمسی تیرباران شده و به خیل شهدا پیوستند. بدین ترتیب پرونده ده سال فعالیت سیاسی و اجتماعی جمعیت فداییان اسلام بسته شد و جنایت دیگری در پرونده سیاه خاندان پهلوی ثبت گردید.
سید مجتبی تهرانی معروف به نواب صفوی، در سال 1303 شمسی در خانواده ای روحانی و اصیل در خانه محقری در خانی آباد تهران قدم به عرصه ی وجود گذاشت. وی با علاقه و عشقی وصف ناشدنی به روحانیت و به قصد ادامه راه آبا و اجداد خود، در اواخر سال 1320، پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، رهسپار حوزه علمیه نجف اشرف شد. شهید از طرف مادر به سادات درچه اصفهان منتسب و از طرف پدر میرلوحی است.شهید عنوان نواب صفوی را از خاندان مادر به ارث برده است. پدر او مرحوم سید جواد میرلوحی، دانشمندی روحانی بود که در اثر فشار حکومت رضاخان مجبور به ترک لباس روحانیت شد، اما از طریق تصدی وکالت دادگستری همچنان به داد مظلومان می رسید.مرحوم سید جواد در سال 1314 یا 15 در اثر مشاجره و درگیری لفظی با (داور) وزیر عدلیه ی رضاخان، غیرت علویش به جوش آمد و یک سیلی نثار وی کرد که در اثر آن سه سال به زندان افتاد.شهید پس از ورود به نجف اشرف، بدون کوچکترین درنگی به فراگیری مقدمات پرداخت و روابط تنگاتنگی با علمای دلسوز و بیدار و مبارز از جمله صاحب کتاب جهانی و کم نظیر الغدیر، آیت الله علامه امینی قدس سره برقرار کردعد از شهریور 1320 و فراگیر شدن جنگ جهانی دوم، ایران نیز گرفتار شرایط دشواری شد، از یک طرف مورد تجاوز متفقین قرار گرفت و از طرف دیگر سود جویانی قلم به مزد و اجیر، از آزادی سوء استفاده می کردند و از طریق ترویج فرهنگ غربی به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا آنچه رضاخان از طریق زور قلدری نتوانسته بود انجام دهد، از طریق قلم و نگارش با مخدوش نمودن تاریخ اسلام انجام دهند.«احمد کسروی» از جمله افرادی بود که خط معارض و مهاجم علیه اسلام تشیع را دنبال می کرد. او نه تنها در کتاب «شیعی گری» به روحانیت، مقدسات اسلامی، پیشوایان مذهب تشیع و امامان بحق و معصوم علیهم السلام حمله می کرد، بلکه در کتاب های صوفی گری، بهاییگری، مادی گری و حتی تاریخ مشروطیت، مقدسات دینی و روحانیت را مورد حمله قرار داد.نواب با کتاب های کسروی در نجف آشنا شد و موجی از احساسات مذهبی و دینی وجودش را فرا گرفت. کتاب ها را نزد علما برد و از آنها نظر خواست. همه حکم به مهدور الدم بودن نویسنده ی کتاب ها دادند.سید در اواخر 1323، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه کسروی رفت و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهین آمیز به اسلام و ائمه ی شیعه علیهم السلام و روحانیت برحذر داشت و وقتی مطمئن گردید که وی اصلاح پذیر نیست، آماده اجرای حکم الهی شد.شهید نواب در هشتم اردیبهشت 1324، در سر چهارراه حشمت الدوله به کسروی حمله کرد ولی توسط پلیس دستگیر و زندانی شد. بعد از آزادی از زندان، موجودیت فداییان اسلام را طی یک اعلامیه ی رسمی با جمله هوالعزیز و تیتر « دین و انتقام» اعلام کرد و اعدام کسروی را پیگیری نمود.نواب صفوی به تدریج با جاذبه خود، جوانانی چون شهید سید حسین امامی را جذب نمود و امامی در 20 اسفند 1324، بر کسروی یورش برد و او را زیر ضربات اسلحه ی سرد و گرم قرار داد و چون فرشته ی قهر جانش را گرفت.فداییان اسلام و مجریان حکم الهی دستگیر شدند و خبر اعدام انقلابی کسروی در همه جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادی و سرور نمود.بعد از سال 1327، که جنبش ملی شدن صنعت نفت به اوج خود رسید و فعالیت گروه های مخالف رژیم علنی شد و اقلیت موجود در مجلس مانع تصویب قرار داد «گس گلشاییان» گردید، رژیم استبدادی شاه برای این که حتی اقلیت مخالفی نیز وارد مجلس نشود، توسط «هژیر» دست به تقلب در انتخابات زد و به بهانه ی ترور شاه و دست داشتن آیت الله کاشانی در این ترور، ایشان را بازداشت و به لبنان تبعید کرد.فداییان اسلام «هژیر» را اعدام انقلابی کردند و با نامزد نمودن آیت الله کاشانی و مصدق، گروه اقلیت دوباره به مجلس راه یافت.با وجود این که نواب میانه ی خوبی با ملی گراها نداشت، اما با توجه به رهبریت آیت الله کاشانی و به منظور وحدت مبارزات اسلامی و ملی، از همگامی و همراهی با آن ها دریغ نورزید فداییان اسلام از راه تشکیل جلسات تفسیر قرآن و اسلام شناسی بر اساس مکتب تشیع، به فعالیت خود ادامه می دادند و پرچم سبز و سفید خود را با کلمات زیبای «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله» آراسته بودند.در آن موقع در دولت حسین علاء پیوستن ایران به پیمان بغداد مطرح بود که در حقیقت ایران یکی از اقمار منطقه ی انگلیس و امریکا می شد. فداییان اسلام در 25 آبان که علاء برای شرکت در ختم مرحوم سید مصطفی کاشانی وارد مسجد امام (شاه سابق) شد توسط مظفر ذوالقدر هدف قرار گرفت، اما گلوله به او اصابت نکرد و جان سالم به در برد.در اول آذر 1334، نواب و خلیل طهماسبی و عبدالحسین واحدی و جمعی دیگر از فداییان اسلام دستگیر شدند و در یک محاکمه ی فرمایشی نواب، سید محمد واحدی و مظفر ذوالقدر محکوم به اعدام شدن
خدایا! اگه یه روزفراموش کردم خدای بزرگی دارم

توفراموش نکن که بنده ی کوچکی داری!
یکشنبه 24 بهمن 1395 - 16:56

تشکر شده تشکر شده:
1 کاربر از afson به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:amir-mahdi80 -

amir-mahdi80
آفلاین


ارسال‌ها :5
عضويت: 23 /11 /1395
محل زندگي:همین دورو ورا
سن:15
شناسه ياهو:
تشکرها :2
پاسخ 9 :
مطالعات(زندگی نامه)
مرسی آبجی جون بخدا خیلی ماهی
افسون تو شده ام...

بامن بازی نکن.
amir80
آفلاین


ارسال‌ها :130
عضويت: 16 /3 /1394
محل زندگي:بیرجند
تشکرها :64
تشکر شده :245
پاسخ 10 :
مطالعات(زندگی نامه)
نقل قول از amir-mahdi80
مرسی آبجی جون بخدا خیلی ماهی
درود
طبق قوانین سایت برای تشکر از کاربر باید از دکمه تشکر استفاده کرد و از ارسال پاسخ در این زمینه خودداری کرد.
این هشدار بود و در صورت تکرار اخطار خواهید گرفت.
«دانش گنجینه ای است که کلید آن سوال است.»

تشکر شده تشکر شده:
1 کاربر از amir80 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:afson -






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.